ساعت توسط T@mam H@sti M@n | 

اس ام اس های سرکاری سری ۸

طرح تعویض زنان فرسوده:

شاه نسا, ماه نسا ,گل نسا تحویل دهید.

.

 

  آرمیتا ..پارمیدا.. آناهیتا.. تحویل بگیرید

 

 *    *   *  *  *  *   *    *

 

 

.

.

.

یه بوس فرستادم بی زحمت دست به دست کن بمال به لبت

 

 *    *   *  *  *  *   *    *

 

چشمانم را که می‌بندم،خواب، قوری بزرگی است که تو در آن دم می‌کشی

چشمانم را که باز می‌کنم، بیداری، قوری کوچکی است که من در آن تلخ می‌شوم

 

 *    *   *  *  *  *   *    *

 


تو می دانی که حتما ، دوستت دارم

نه سرپایی ، که قطعا ،دوستت دارم

سند هرگز نخوردستی دل من

بخر با عشق که نقدا دوستت دارم

 

 *    *   *  *  *  *   *    *

 

گر هست مهیا عملش رد نکنید

گر تو نرود ،عمل مجدد نکنید

من صحبت بینی و عمل را کردم

پس فکر از آن لحاظِ بد،بد نکنید!

 

 *    *   *  *  *  *   *    *

 

 

میدونی مثل چی میمونی؟!مثل یک تپه زیبا و سرسبز کناریک جاده..که طرفدار زیاد داره

.

.

  و مردم مجبور نیستن برن دنبال توالت!!

 

 *    *   *  *  *  *   *    *

 


عشق تو وسط قلبمه ، درست همینجا ، همین تو
یه بوسه بده واسه مریض میخوام ، آخه بوسه هات داره حکم دارو !

 

 *    *   *  *  *  *   *    *


 

ای شیرجه رفته توی قندان

وی هیکل تو  "منارجنبان

ای "هشت بهشت "خوشگل من

 "دروازه ی دولت " دل من

در قلب منی ،قسم به سعدی

باقیش برای وقت بعدی ...

 

 *    *   *  *  *  *   *    *


 

ذوقم که میرسد به تو فعال میشود / دور از تو خاک میخورد و چال میشود
این عاشق خجالتی از شرم چشمتان / هر وقت میرسد به شما لال میشود

 

 *    *   *  *  *  *   *    *


 

بی بهانه که دوستت دارم

ناشیانه که دوستت دارم

 من که لمست نکرده ام ،اما

می زنم حدس بعد یک کاما

 بوسه های تو خاصیت دارد

دل برایت اهمیت دارد

 

 *    *   *  *  *  *   *    *

 

اطلاعیه شیطان : تا میتوانید گناه کنید به علت مبلغ بالای قبض ..گاز جهنم قطع شده از آتش خبری نیست.


مشخصات
ஜ اس عاشقانه، اس ام اس و متن زیبا ஜ توی جاده ای که انتهاش معلوم نیست پیاده یا سواره بودنت فرقی نمی کنه، اما اگه همراهی داشته باشی که تنهات نذاره ،بی انتها بودن جاده برات آرزو میشه ......
پیامک های زیباتون رو به این شماره 0۹۳۷۴۱۹۴۳۷۹  ارسال کنین    
تا با نام خودتون در وبلاگ قرار بدم   :)

حسین هستم  24 سالمه از شهر رامسر

يه جوراي بدنم احساس سبکي مي کنه .
کنار پنجره ، دستامو دراز کردم . فاصلهء دست من تا ابرا شايد کمتر از يه وجب بود .
خواستم با دستم ابرارو جا به جا کنم ، ولي احساس کردم من که مي تونم ابرارو جا به جا کنم به جاي اين ، دستمو دراز کنم تا دستم به دست تو برسه .
آخه از اينکه تو دست منو ميگرفتي يه احساس غرور خاصي ميکردي .
حالا مي خوام اون احساسو دوباره بهت هديه بدم . نظرت چيه ؟ قبول ميکني ؟
اگه دستم به دستت برسه خودمو پرت ميکنم تو بغلت ، طوريکه سنگيني بدنمو احساس کني .
بعد
از اشکم برات مرواريد درست ميکنم که تو اونها رو جم کني و به جاي هديه اونو تو گردنم بندازي .
سبکم کن . سبک .
بزار حالا با تو برم تو ابرا
دستامو فشار بده ، واي چه احساسي . از احساس متولد شدن هم ، بهتره .
نه چرا داري دستمو رها ميکني . نه اگه اينکارو بکني پرت مي شم پائين . نه اين کارو نکن . به عظمتت اين کارو نکن.
ولي تو دست منو رها کردي و رفتي به بالا .
دارم پرت مي شم.
ولي چه جالب ، به جاي اينکه پائين رو نگاه کنم ، سرم رو بالا گرفتمو به عظمت عشق خيره شدم .
چه عظمتي . بي نظيره .

راستي گل مهربونم ، گل سرخي که دادي نصيب خود شاپرک شد
موضوعات وب
پیوندها